السيد أحمد الهاشمي ( مترجم وشارح : حسن عرفان )
360
جواهر البلاغة ( فارسى )
يك سجع باشد به خلاف قافيهء بيت ؛ مانند سخن جنوب هذليه : و حرب وردت و ثغر سددت * و علج شددت عليه الحبالا و چهبسا جنگ كه وارد شدى و رخنه كه مسدود ساختى و مرد توانمند ( يا مرد كافر ) كه ريسمانها را بر او محكم بستى . و مانند سخن او : فى ثغره لعس فى خدّه قبس * فى قدّه ميس فى جسمه ترف در لبان او سرخى مايل به سياهى ، در گونهاش شعله ، در قدّش ناز و خراميدن ، و در پيكرش نرمى و لطافت هست . « 1 » 14 - الانسجام أو السهولة الانسجام أو السّهولة هو سلامة الألفاظ و سهولة المعانى مع جذالتها و تناسبهما . 14 - انسجام يا سهولت انسجام يا سهولت ، سالم بودن الفاظ و آسانى معانى است با استوار بودن و تناسب آن دو . ( الفاظ و معانى ) مانند سخن شاعر : ما وهب اللّه لإمرىء هبة * أفضل من عقله و من أدبه هما كمال الفتى فإن فقدا * ففقده للحياة اليق به خداوند به كسى بخشش برتر از خرد و ادب او نداده است . اين دو ، كمال جوان است ؛ پس اگر اين دو از دست رفت ، از دست دادن زندگى براى آن جوان شايستهتر است . 15 - الاكتفاء الاكتفاء هو أن يحذف الشّاعر من البيت شيئا يستغنى عن ذكره بدلالة العقل عليه . 15 - اكتفاء اكتفاء اين است كه شاعر از بيت چيزى را حذف كند كه به وسيلهء دلالت عقل بر آن به ذكرش نيازى نيست .
--> ( 1 ) - و در فارسى امير معزّى گفته است : اى ساربان منزل مكن جز بر ديار يار من * يا يك زمان زارى كنم بر ربع و اطلال و دمن ربع از دلم پرخون كنم اطلال را جيحون كنم * خاك دمن گلگون كنم از آب چشم خويشتن